عبد الحي حبيبى
723
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
براى تلقين توحيد و تقويهء مبادى آن كار و جهاد ميكرد ، و در هدم و امحاى آثار بتپرستى مىكوشيد . اما دو صد سال بعد ، رويهء عباسيان و دربار بغداد چنين نبود ، و شاهان خراسان همواره اصنام و بتهاى اين سرزمين را بطور تحفه بدربار مىفرستادند ، مثلا محمد بن طاهر پوشنگى ، پيلان و اصنام و مواد خوشبوى كابل را در سنه 251 ه 865 م بدربار مستعين خليفه عباسى فرستاده بود « 1 » ، و همچنين يعقوب بن ليث صفارى چون كابل را گرفت ، بتهاييكه در ان جا بدست آورده بود ، در سنه 257 ه 870 م بدربار معتمد خليفه عباسى فرستاد « 2 » . و باز در سنه 283 ه 896 م در هداياييكه عمرو ليث صفارى بحضور معتضد فرستاده بود بتى بود كه در بلاد و جبال هند متصل بست و داور يعنى مرزهاى دولت اسلامى آنوقت بدست آورده بودند . اين بت رويى ، شكل زنى داشت ، كه داراى چهار دست بود ، و كره ( دست برنجن ) زرين مرصع به جواهر سرخ و سپيد داشت ، و علاوه برين جمعى از اصنام كوچك داراى دستها و رويهاى مرصع به زيورها و جواهر هم ارسال شده بود ، كه آن را در قصر خليفه معتضد گذاشته بودند ، و بعد از ان در ادارهء شرطه ( پوليس ) جانب شرقى بغداد سه روز بمعرض نمايش عامه نهاده شدند ، و مردم آن را با تعجب و دلچسپى مىديدند . « 3 » ازين روايات تاريخى برمىآيد ، كه در عصر عباسيان فرهنگ و فكر عرب آنقدر تغيير يافته بود ، كه اين بتان را با نظر نفرت و تعصب نمىديدند ، و براى تماشا آن را ميگذاشتند و نمىشكستاندند . و اين وضع خلط قوى ثقافى و فكرى عرب را با عجم مىرساند . تخليق و انتقال افكار و آثار فرهنگى از راه افغانستان گفتيم كه تاينبى دانشمند برتانوى افغانستان را كانون تشعشع افكار و مدنيتها و فرهنگها خوانده است .
--> ( 1 ) - طبرى 7 / 434 ( 2 ) - طبرى 7 - 598 ( 3 ) - مروج الذهب 4 / 172